![]() |
![]() |
|
| گاهنامه مستقل دانشجویی/دانشگاه مازندران/مدیر مسئول:میلاد معینی/سردبیر:حامد محمدی |
|
زن، کارگر بیجیره و مواجب سرمایهداری نسترن آقایی با توجه به شرایط بد اقتصادی، ناامنی شغلی و بیکاری گسترده در جامعه، زنان دوشادوش همسران کارگر خود با فقر و فلاکت دست به گریبان بودهاند. این شرایط اسفناک با توجه به تسلط دیکتاتورمنشانهی مردان و همچنین بیحقوقی اجتماعی و انسانی زنان، استثمار مضاعف بر آنان را چندین برابر کرده است. من به عنوان یک زن وظیفهی خود میدانم نقش زنان را در خانواده که از آنان کارگرانی بی جیره و مواجب در خدمت سرمایه ساخته است، بررسی نمایم. هر چند به خوبی میدانم در قالب کلمات هیچگاه نمیتوان رنجی که زنان در طول تاریخ کشیدهاند و در جامعهی فعلی میکشند را بیان کرد.بررسی نقش زنان را در جامعه باید از مناسبات تولید آغاز کرد. از زمانی که جامعه به طبقات تقسیم شد، زن نیز همراه مرد، زمانی به عنوان برده به فروش رفت، زمانی همراه با زمینی که بر روی آن کار میکردند فروخته شدند. در جامعهی کنونی، همچون مرد، آنجا که نیاز به نیروی کارش میباشد در عرصههای مختلف استثمار میشود و آنجا که نیاز به نیروی کارش نیست به عنوان کارگر مفت و مجانی به کنج خانه رانده میشود تا به امر بچهداری و پخت و پز، شست و شوی رختهای چرک همسرش که در خدمت سرمایه است و همچنین به عنوان پرستار شبانهروزی، نیروی کار مورد نیاز سرمایه که در آینده از آن بهره میبرد، مشغول باشد.محقق و انسانشناس، اویلین رید در کتاب «انسان در عصر توحش» نقش زنان را در ماقبل تاریخ بررسی نموده مینویسد: «زنان در جوامع اولیه نقش و مقامی والا داشتند و آنچه جوامع اولیه را از قالب حیوانی به در آورد و به آن خصلت انسانی بخشید، احساس مسئولیت و سختکوشی و فداکاری مادران و عواطف زلال مادرانه بوده است. «هرچند باید یادآور شد آنچه انسان را از حالت حیوانی جدا کرده، ابزارساز بودن انسان است.»در گذشته، بسیاری از پیشهها و مهارتها، ابداعات فنی و صنعتی به همت زنان به وجود آمده است. بنا به شرایط طبیعی بارداری زن و امر بچهداری از همان اوان زندگی اجتماعی، زن مسئول خانه، و مردان بیرون از خانه به دنبال شکار بودند. زنان بر اثر تجربه دریافتند دانههایی که به زمین میافتند، پس از مدتی سبز شده و از یک دانه، دانههای بیشماری میروید. همین تجربه باعث به وجود آمدن کشاورزی شد. از طرف دیگر بر اثر سرما و نبود غذا در زمستان، بالاجبار ذخیره کردن غذا را آموختند. این کار زنان باعث شد مرگ و میر انسانها به خاطر نداشتن غذا کم شود. جالب است بدانید زنان به علت سر و کار داشتن با گیاهان به مرور با خواص آنها آشنا شده و نخستین طبیبان تاریخ، زنان بودهاند.هماکنون در شرق آفریقا، پزشکان زن همانقدر فراواناند که پزشکان مرد هستند. البته با بیان این نکات قصد آن ندارم که بگویم سرنوشت زن در جامعهی طبقاتی جدا از همطبقهای خود، مرد است یا آن که زن، کارآمدتر و توانمندتر از مرد میباشد.از زمانی که جامعه به طبقات تقسیم شد، زن و مرد هر دو با هم به اسارت گرفته شدند. پا به پای هم به خاطر تعلقشان به طبقهی ستمکش در طول تاریخ، استثمار شده و چون یک برده در اسارت طبقهی دارا و حاکم بودهاند. با تقدس مالکیت خصوصی از سوی طبقات حاکم در جامعه، روابط مردسالارانه حاکم شد و زن در خانواده به اسارت مرد در آمد؛ چراکه مالکیت مرد بر زن و فرزندان خود، بهتر میتوانست به منافع طبقات حاکم خدمت کند. در نظام بردهداری، زن همچون مرد به فروش میرفت و از نیروی کارش استفاده میشد و در قبال نیروی کارش، مالک اصلی زن یعنی همان بردهدار شکمش را سیر میکرد و سقفی بالای سرش بود تا زنده بماند تا فردا دوباره بتواند مالکش از او بیگاری بکشد. همچنین در مواقع خرید و فروش بردگان، زنان آبستن به خاطر نیروی کاری که در شکم خود داشتند (!) به قیمت بالاتری نسبت به دیگر بردگان به فروش میرفتند. در نظام فئودالی نیز زن پا به پای مرد به روی زمینی که از آن ارباب بود، کار میکرد و از محصولی که تولید میکرد، قسمت اعظم آن را ارباب صاحب میشد و برای آنها به حدی میماند که بتوانند زنده بمانند تا فردا دوباره کار کنند. هنوز نیروی کار زن نیز همچون مرد در عرصهی تولید مورد نیاز بود. از سوی دیگر به عنوان تولیدکنندهی نیروی کار یعنی فرزندان هرچه بیشتر که بتوانند جایگزین نیروی کار فرسودهی آنها گردند نیاز به وجود زن هرچه بیشتر احساس میشد. خلاصهی کلام آنکه در نظام طبقاتی زن به عنوان دارندهی نیروی کار که میتواند پا به پای مردان در عرصهی تولید کار کند و همچنین به عنوان تولیدکنندهی نیروی کار مطرح بوده است. در جامعهای که در آن دو طبقهی اصلی وجود دارد، یعنی مالکان ابزار تولید و آنان که فاقد ابزار تولید هستند یعنی طبقهای که اکثریت جامعه را تشکیل داده و تنها دارای نیروی زنده و خلاق هستند. به هر حال مقابل آنچه دارند، تنها میتوانند زنده بمانند و مایحتاج زندگیشان را تأمین کنند. با حاکم شدن مناسبات سرمایهداری و رشد صنعت و تکنولوژی، نیروی کار کمتری در عرصهی تولید نیاز بود. ماشین جای انسان را گرفت؛ کار دهها کارگر را انجام داد. وجود زن در عرصهی تولید به سرعت کمرنگ شد. دیگر نیازی به نیروی کارش نبود. زن به کنج خانه رانده شد تا در جهت منافع سرمایهداری بیگاری کند. سرمایهداری تمام تلاش خود را به کار برد تا با استفاده از فرهنگ و سنتهای پوسیده به زنان بقبولاند که آنان به دنیا آمدهاند تا شست و شو کنند، پخت و پز نمایند، بچه به دنیا آورده و شوهرداری کنند؛ چراکه از نظر جسمانی ضعیفتر از مردانند و نمیتوانند کارهای بیرون از خانه را انجام دهند: این کارها سخت و مردانهاند و به درد آنان نمیخورد! برای توجیه و فریب جامعه در مورد ضعف جسمانی زن و این که این ضعف ناشی از ارگانیسم بدن زن است و طبیعی میباشد تئوریهای بیشمار و رنگارنگی را خادمین باصطلاح روشنفکر و دانشمند سرمایهداری ابداع کرده و به خورد جامعه دادهاند. با این تئوریهای رنگارنگ در مورد زنان و مربوط کردن سرنوشت آنان به ساختار بدنیشان به ریشههای تعدی و ظلم و ستم وارده بر زن را که در تمام شئون زندگی در جامعهی طبقاتی نهفته است، سرپوش میگذارند. طبق شواهد و بررسی انسانشناسان در عصر توحش و بربریت مشخص شده است که زنان نه تنها جسم قوی داشتهاند، عمدتاً کارهای سخت و سنگین نیز به عهدهی آنان بوده است؛ مانند حمل و نقل و خانهسازی، مردان تنها شکار میکردند.سرمایهداری هر زمانی که به نفعش بوده، از نیروی کار زنان در عرصههای مختلف استفاده کرده و هر زمان که لازم نبوده، آنان را به کنج خانه رانده است. زنان در عرصهی تولید به نوبت شرکت دارند و سعی شده بیشتر آنان را به کارهایی مانند فروشندگی، تایپ، اپراتوری و ... سوق دهد. در جامعهای که روابط کالایی حاکم است و کالاها بیانگر روابط انسانها میباشند و به زن به عنوان یک کالا مینگرند و با بسط روابط مردسالارانه در جامعه، زن را از هر حق اجتماعی و انسانی محروم میسازند و آنجا نیز که به همت مبارزات زنان مجبور به رعایت حقوق انسانی زن هستند، دست به فریب و ریاکاری زده، با استفاده از امکانات بسیار گستردهی فرهنگی و تبلیغاتی و حاکم کردن افکار غیرانسانی و ظالمانهی خود در جامعه از زنان کالاهایی پر زرق و برق میسازند و آزادی و رهایی زن و همچنین احراز شخصیت او را در رابطهی افسارگسیختهی او با جنس مخالف قلمداد میکنند؛ چراکه یکی از پرسودترین بخشها برای سرمایهداری، سرمایهگذاری و استفاده از صنعت فحشا در سراسر جهان سرمایهداری میباشد. در جامعهای که در آن زن به عنوان یک انسان از برابری با یک انسان دیگر (مرد) برخوردار نیست و کالا بودنش در پوست و خون جامعه رسوخ کرده، به درستی گفته میشود که فحشا به شکل قانونی و رسمی در جامعهی سرمایهداری حاکم است. زنان و مردانی که به طبقات فرودست تعلق دارند در طول تاریخ پا به پای هم به اسارت کشیده شده، به بیگاری برده شده و همراه فرزندان خود فروخته شدهاند. باید انسان از اسارت انسان آزاد شود. فرق نمیکند زن از اسارت مرد یا مرد از اسارت زن؛ انسان از قید هر نوع اسارتی باید آزاد گردد. اسارتی که در جامعهی سرمایهداری سایه بر زندگی انسانها انداخته و انسان آنگونه که شایسته است زندگی نمیکند. در این نوشته سعی شد به بیحقوقی اجتماعی زن که از مناسبات سرمایهداری نشأت میگیرد اشارههایی هرچند کوتاه گردد.زن یک انسان است انسانها برابر هستند. منبع: بولتن اتحاد کارگری (کمیتهی پیگیری ایجاد تشکلها کارگری) شمارهی۲ |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 8 خرداد1386ساعت 15:6 توسط شورا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
مدیریت وبلاگ: میلاد معینی
milad.moeini@gmail.com |
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 |
|
آمار وبلاگ RSSPOWERED BY BLOGFA.COM طراح قالب دیجیتال کیوان |