![]() |
![]() |
|
| گاهنامه مستقل دانشجویی/دانشگاه مازندران/مدیر مسئول:میلاد معینی/سردبیر:حامد محمدی |
|
به بهانهی ملاقات چند دانشجوی دانشگاه مازندران با کروبی
بیژن صباغ bijans@gmail.com
روزنامهی اعتماد ملی چندی پیش خبری از دیدار دانشجویان بازداشت شدهی دانشگاه مازندران با مهدی کروبی، دبیر کل حزب اعتماد ملی چاپ کرد. در این دیدار که 4 تن از دانشجویان بازداشت شده با کروبی داشتند از او خواستند که حامی دانشجویان باشد و مسألهی حمله به حریم دانشگاه مازندران را پیگیری کند. دبیر کل این حزب با محکوم کردن نهادهای خارج دانشگاهی نسبت به حمله به دانشگاه و شکستن حریم امنیتی دانشجویان، گفت: «دانشجویان باید هوشیار باشند تا بهانه به دست دیگران ندهند.» به بهانهی این دیدار، ذکر چند نکته را ضروری میدانیم: 1. حزب «اعتماد ملی» به عنوان اپوزیسیون نرم رژیم (یا شاید پوزیسیون سخت آن!) نه تنها جایی در معادلات قدرت حاکم ندارد، بلکه فلسفهی وجودیش از زمان مخالفت با انتخاب احمدینژاد و حمایت لفظی از جنبش معترض دانشجویی شکل میگیرد. این که این حزب به لحاظ سیاسی قدرت کوچکترین دخالتی را در توازن قوای جمهوری اسلامی ندارد و لفاظیهای کروبی هم اینک تنها به سوپاپ اطمینان حاکمیت در برابر اعتراضات فزاینده به وضعیت آزادی بیان در ایران تبدیل شده است، اکنون پس از بیش از یک سال از آغاز به کار این حزب برای همگان آشکار شده است. 2. برخلاف عقیدهی کروبی که اقدامات اخیر نیروهای امنیتی در قبال دانشجویان را «ارمغان و محصول ایام اصلاحات» میداند، باید گوشزد کنیم که اتفاقاتی از این دست، تا زمانی که ساختار سیاسی ایران به سمت دموکراتیزه شدن میل نکند (که این خود نیازمند تغییرات بنیادین در مناسبات اقتصادی و سیاسی حاکم است و بعداً مفصلتر به این موضوع خواهیم پرداخت)، هزاران سال پس از پوسیدن لاشههای اصلاحات نیز به وقوع خواهند پیوست. بدنهی مردمی اصلاحات در مقابله با نیروهای حافظ امنیت ملی در داخل به هیچ کجا ره نسپرد. خاتمی در مقابل ایستادن تانک روبهروی کوی دانشگاه تهران مجبور یه سکوت شد. جنبش 18 تیر با خفت در نطفه خفه شد و مردم امیدوار، یک بار دیگر پس از سرکوبهای گستردهی نیروهای چپ پس از انقلاب، از هرگونه تغییر در مناسبات قدرت در ایران ناامید شدند. این شاید یکی از اساسیترین دلایل رأی آوردن احمدینژاد در انتخابات ریاست جمهوری بود. احمدی نژاد که – البته – با شعار «مردم»، «عدالت» و «مهرورزی» پا به عرصهی سیاست ایران گذاشت، نسبت به ناشیگری نیروهای امنیتی در قبال دستگیری دانشجویان، کوچکترین واکنشی نشان نداد. 3. بنده به عنوان یکی از دستگیرشدگان، آزادی همهی 15 نفر را نه در گروی درخواست زاهدی (وزیر علوم) از باباییان مبنی بر پیگیری این اتفاق و تلاش برای آزادی فوری دانشجویان میدانم و نه در گروی تذکر چند نمایندهی اصولگرا و اصلاحطلب مجلس در این مورد به احمدینژاد. آزادی ما بیشتر از همه مدیون همبستگی همهی دانشجویان دانشگاه مازندران (بابل، بابلسر و ساری) با دانشجویان دیگر دانشگاهها و حمایت همهی دانشجویان آزادیخواه و برابریطلب ایران از خواستهای بحق دانشجویان دانشگاه بابل بود. در مورد اتفاقات اخیر در مازندران، حاکمیت مجبور به سر تسلیم فرود آوردن به خواست دانشجویان شد. دانشجویانی که با تدبیر خاصی که پس از تجربههای خونین جنبش دانشجویی در ایران پیدا کرده بودند، تصمیم به متحد شدن و تعطیلی دانشگاهها گرفته بودند. این بود مهمترین دلیل فشار بر حاکمیت برای آزادی 15 دانشجوی دانشگاه. 4. چانهزنی 4 تن از دانشجویان بازداشتشدهی دانشگاه مازندران برای پیگیری این موضوع و تضمین گرفتن از کروبی (!) خود داستان دیگری دارد. کروبی عادت دارد حرفهای قشنگ و مردمپسند بزند (مثل احمدینژاد)، ولی حتی به اندازهی احمدینژاد که بودجههای مجازی و نامرئی (!) به شهرستانهای محروم کشور اختصاص میدهد نیز قدرت اعمال نفوذ و پیگیری مطالبات دانشجویان را ندارد. یادمان نرود که تنها جنبش دانشجویی است که میتواند از جنبش دانشجویی حمایت کند. و دانشجویان مدتهاست که دریافتهاند باید رادیکال شد و به ریشه دست برد. این چیزی نیست که کسی بخواهد به جنبش تزریق کند، بلکه موقعیت عینی و زمینی دانشجو اقتضا میکند که رادیکال باشد. ما میلیونها بار برای اساسنامهی انجمنهای اسلامی و شوراهای صنفی چانه زدهایم و نتیجه نگرفتهایم. دیدهایم که بارها دانشجویان خواستهاند تشکلهای معلقشان را با تمسک به مسئولین دانشگاهی احیا کنند. بارها دیدهایم که کارگران و معلمان با جمع شدن جلوی مجلس و طرح خواستههایشان و زنان با جمع کردن امضا خواستهاند به حقوق معوقهشان دست یازند و به همان اندازه شاهد بیتوجهی مسئولین و حتی سرکوب جنبشهای مردمی و تودهای بودهایم. آیا دیگر زمان وارد شدن به فاز جدیدی از طرح مطالبات نیست؟ 5. همهی ذکاوت سیاسی کروبی در این یک جملهی او نهفته است: «دانشجویان باید هوشیار باشند تا بهانه به دست دیگران ندهند.» این جمله یعنی چه؟ 6. حاکمیت هماکنون درگیر وصله زدن به روابطش با آمریکا برای پیوستن به بازار جهانی سرمایه و اجرای مفاد کلی اصل 44 قانون اساسی باَ موضوعیت خصوصیسازی ساختار اقتصادی کشور است. سیاست و اقتصاد دولتی در ایران با یک تناقض ژرف مجبور به سر فرود آوردن در برابر قدرت جهانی سرمایهداری به سرکردگی آمریکاست. آمریکا نگران سند چشمانداز بیست سالهی ایران، منازعات انرژی هستهای و تخطیهای بسیار ایران از قوانین سازمانی کار جهانَی (ILO) است (چراکه در این صورت سرمایهی جهانی به همهی اهدافش برای استثمار نیروی کار در ابعاد جهانی نخواهد رسید) و ایران نگران حل شدن در تحریمهای اقتصادی بینالمللی و صدمات جبرانناپذیر بر پیکرهی اقتصاد اسلامی است. صرف نظر از بعید بودن حل شدن این چندگانگیها و تبدیل شدن ساختار سیاسی و اقتصادی ایران به یک ساختار معقول و نیمه اروپایی (البته تنها برای عدهای از مردم)؛ توجه بیش از حد حاکمیت به امر حجاب در جامعه و ظهور تفکرات چپ در دانشگاهها و کارگران و سرکوب آنان مایهی تعجب است. با این همه گره پیش روی اسلام سیاسی در سطح جهانی، چرا حاکمیت هنوز از کارگران، معلمان و دانشجویان میترسد و آنان را سرکوب میکند؟ آیا این همان حاکمیتی نیست که از تسلیحات نظامی آمریکا و اسرائیل و بمبهایی که ممکن است به سر مردم بیگناه ریخته شود هراسی به دل راه نمیدهد و با سینهی سپر سعی در دامن زدن به افکار معترض جهانی نسبت به سیاستهای جمهوری اسلامی در قبال انرژی هستهای و مسألهی حقوق شهروندی دارد؟ چرا با وجود همهی این مشکلات جدی، یک سوی نگاه حاکمیت هنوز به دانشگاهها و کارخانههاست؟ 7. کروبی جریانی است که مثل خیلی از دیگر جریانات پرورژیم و حافظ منافع جمهوری اسلامی در صدد تبلیغ خود برای کسب دستکم یک کرسی در تصمیمگیریهای حساس سیاسی میباشد. پس از ملاقات دانشجویان با کروبی (دانشجویانی که باید پیروزی خود را برای عقب راندن حاکمیت به دست خودشان جشن میگرفتند)، حاج مهدی کروبی به فکر شام شب و سکوت خانه است که زیر لوای آن میتواند چند بیت از اشعار حافظ را بخواند و لذتش را ببرد. روزنامهی فردا هم مختصری در این مورد خواهد نوشت.... * * * حواسمان باشد که درگیر بازیهای سیاسی حاکمان قدرت و سرمایه نشویم. نه کروبی و نه حتی احمدینژاد نمیتوانند جلوی یورش نیروهای امنیتی به کارگران، دانشجویان، معلمان و زنان را بگیرند. پشت پردهی قدرت سیاسی در ایران گروههای تندرویی قرار دارند که رسیدن به بیشینهی سود اقتصادی برایشان از همه چیز مهمتر است. آنان نگران این هستند که اعتراضات و ناآرامیها در سطح کشور خللی در پیوستنشان به بازار آزاد و نیروی ارزانقیمت کار وارد کند. تکرار میکنیم که کلید حل همهی معضلات تنها به قفل مشتهای آهنین همین مردم اندازه میشود و لا غیر.
َ |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 7 خرداد1386ساعت 12:52 توسط شورا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
مدیریت وبلاگ: میلاد معینی
milad.moeini@gmail.com |
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 |
|
آمار وبلاگ RSSPOWERED BY BLOGFA.COM طراح قالب دیجیتال کیوان |