تبليغاتX
شورا - سرمقاله
گاهنامه مستقل دانشجویی/دانشگاه مازندران/مدیر مسئول:میلاد معینی/سردبیر:حامد محمدی

 

شورای ما و نگاهی اجمالی به وضعیت موجود

هیأت تحریریه

 

در سال‌های اخیر، همزمان با گسترش جریان چپ در ایران «چه در جنبش دانشجویی و چه در جنبش کارگری»، برخی از آقایان با نسبت دادن این ایدئولوژی و حرکت آن به سمت استالینیزم و برخی آزادی‌های کاذب مبنی بر عدم وجود دموکراسی و آزادی بیان در این تفکر، می‌خواهند افکار عمومی را از جنبش‌های اصیل مردمی منحرف کنند. آن‌ها به این مسأله اکتفا نکرده و با تز غیرعینی و کاذب خود مبنی بر عدم وجود نظام سرمایه‌داری در ایران می‌خواهند بیشتر در لاک خیالی خود باقی بمانند. نگاهی به آمار بالای بیکاری، افزایش مداوم قیمت‌ها، مبارزه با آزادی‌های فردی، ريا، تورم 30 درصدی گسترش بانک‌داری خصوصی، روانه شدن سرمایه‌ها به سمت بورس و بحران‌های صنعتی در شهرهای بزرگی همچون تهران، اصفهان، شیراز، قزوین، مشهد، تبریز و ... همراه با اختلافات طبقاتی وسیع در این مناطق و همچنین تشدید ستم ملی بر قومیت‌ها و اقلیت‌ها در جاهای دیگر که از مشخصه‌های اصلی آن فقر فزاینده، آمار بالای بیکاری همراه با روانه شدن جمعیت روستایی به شهرهاست، حاکی از آن است که نظام سرمایه‌داری در ایران نه تنها با پشت کردنش به امپریالیسم در انقلاب 57، روح خود را ار دست نداده است، ،بلکه همچنان به صورتی نامتعارف به حیات خود ادامه می‌دهد.واگذاری 400 میلیارد دلار به بخش خصوصی که اکنون بر روی میز کار مجلس قرار گرفته است، گویای آن است که این بار نظام سرمایه‌داری (بورژوازی) در ایران برای برون‌رفت از بحران‌هایی که خود به وجود آورده است، از ابزار اقتصادی وابسته استفاده می‌کند. (جدای از بررسی اصل 44 قانون اساسی و بحران‌ها و آسیب‌های وابسته به آن، مراجعه شود به مقاله‌ی «توافقات اقتصادی و تناقضات سیاسی» از مهدی گرایلو – نشریه‌ی خاک شماره‌ی 25.) در این راستا از سال 1384 به بعد و با روی کار آمدن دولت احمدی‌نژاد که دنبال کننده‌ی جریان بالا می‌باشد، سعی بر افزایش فشار و امام زمانی کردن مملکت دارد (روزنامه‌ی اعتماد ملی). احمدی‌نژاد از دوران روی کار آمدنش در واقع روندی را ادامه داده است که در آن با متوقف شدن روند گسیل سرمایه‌های اروپای غربی و آسیای جنوب شرقی به ایران، درآمد دولت سرمایه‌داری کاهش و از طرفی با بحران هسته‌ای، مسأله‌ی نفت را وارد مرحله‌ی خطرناکی کرده است؛ جدای از زمزمه‌هایی مبنی بر گسترش روابط در اجلاس شرم‌الشیخ که یخ این روابط هنوز آب نشده است.

این سیاست‌ها و بحران‌های تازه در اصطحکاک با تشدید اختلافات طبقاتی، وخیم شدن وضعیت کارگران صنعتی و یدی و کاهش دستمزد آنان به دلیل فشارهایی که از بالا به آن‌ها وارد می‌شود همراه با حقوق پایین معلمان و قرار گرفتن اکثریت آنان در زیر خط فقر و همچنین افزایش تعداد کودکان کار در مراکز صنعتی و وضعیت بد حقوق پرستاران در ابعاد اقتصادی بزرگ همراه با توقف مجوز دادن به سازمان‌های غیردولتی و تشکل‌های آزاد و سرکوب و تشدید فشار به جنبش دانشجویان که در چند ماه اخیر شاهد آن بوده‌ایم قرار می‌گیرند. با افزایش ضرب پلیسی به تجمعات روز جهانی زن (8 مارس) و دستگیری گسترده‌ی فعالین کارگری و زنان در روزهای اخیر در تهران، سنندج و ... همه حکایت از آن دارد که اصطحکاک موجود در حال ایجاد جرقه‌ای است که این جریانات را (که همه از بحران‌های اقتصادی‌ای که در بالا به آن‌ها اشاره شد ناشی شدند) به سمت نبرد طبقاتی و تلاش برای بازگرداندن جهان انسانی به انسان می‌برد.

جنبش دانشجویی در همین راستا از این قواعد مستثنا نشد و در دو هفته‌ی اخیر با ربوده شدن بیژن صباغ در جلوی سردر دانشگاه صنعتی بابل و اعتصاب غذای 14 نفری وارد مرحله‌ای شد که پیش از این جنبش دانشجویی ایران در 18 تیر و 16 آذر تجربه کرده بود؛ یعنی ورود لباس‌شخصی‌ها به صحن دانشگاه. اما این بار رنگ متفاوتی داشت. اما آن‌چه که آن را بیش از گذشته متفاوت نشان داد، پیروزی آن با حرکت‌های اصیل دانشجویی نیروی چپ رادیکال در بابلسر بود. در شرایطی که تمام نهادها و تشکل‌های رسمی در مقابل این حوادث سکوت کردند، تجمع هزار نفری 26 فروردین در بابلسر، تجمعات گسترده در بابل و اعتصاب غذای عمومی، همه و همه پاسخی اجتماعی به این جریانات که در بالا به آن‌ها اشاره شد بوده است. آلترناتیوهای موجود در ایران برای یافتن راه برون‌رفت از وضعیت موجود که از طرف سلطنت‌طلبان و طیف لیبرال و مشروطه‌خواه و تازگی‌ها جمهوری‌خواهان حمایت می‌شوند، فی‌الواقع همان حمله‌ی نظامی، سرنگونی نظام سرمایه‌داری و جایگزین کردن بورژوازی متعارف (!) آمریکایی به جای آن است که این تز فقط با حمله‌ی نظامی آمریکا تحقق خواهد یافت.

چپ رادیکال ضمن محکوم کردن حمله‌ی نظامی آمریکا به ایران، نه تنها از آن حمایت نمی‌کند، بلکه با نگاه به باتلاق عراق و فاجعه‌ی افغانستان، تنها راه رهایی از بحران را حرکت‌های اصیل اجتماعی که از سوی کارگران، معلمان، دانشجویان و زنان حمایت می‌شوند و شکل می‌گیرند، می‌داند. بنابراین با این چشم‌انداز باید گفت که این اقشار و طبقات با کنار نهادن روح سندیکالیستی و صنفی خود، به تضادهای موجود در نظام سرمایه‌داری در ایران پرداخته و با ایجاد اتحاد، گام نهایی پیروزی را برمی‌دارند. در واقع خواسته‌های حداقلی و صنفی و سندیکالیستی شاید بتوانند وضعیت را برای مدت کوتاهی بهتر کند، اما این حرکات قادر نیستند زیربناها و بحران‌ها را حل کنند.

به امید پیروزی رادیکالیسم مردمی!

+ نوشته شده در  یکشنبه 6 خرداد1386ساعت 16:11  توسط شورا |